در آغاز، اجازه دهيد اشتباه رايجى را كه درباره مفهوم تفكر خلاق وجود دارد، رفع كنيم. تا كنون به ناروا، علم، فناورى، هنر و ادبيات، به عنوان تنها مجارى معتبر خلاقيت، شهرت پيدا كرده‏اند. براى بيشتر مردم، تفكر خلاق، تداعى‏گر امورى مانند كشف الكتريسيته يا واكسن فلج اطفال يا نوشتن يك رمان يا اختراع تلويزيون رنگى است.
بى‏شك، همه اين دستاوردها، شاهدى بر وجود تفكر خلاق است. هر گامى كه براى تسخير فضا برداشته شده است، نتيجه تفكر خلاق و پويايى آن است؛ ولى تفكر خلاق، به قلمرو خاصى اختصاص ندارد و منحصر به افراد فوق‏العاده باهوش نيست.

تفكر خلاق چيست؟
افراد يك خانواده كم درآمد، نقشه‏اى مى‏ريزند تا بتوانند پسر خود را به دانشگاه معتبرى بفرستند. برنامه‏ريزى آنها، ثمره يك تفكر خلاق است.
خانواده‏اى، بدمنظره‏ترين زمين مخروبه خيابانشان را تبديل به زيباترين فضاى سبز آن ناحيه مى‏كنند. اقدام آنها، نمايان‏گر انديشه خلاق است.
پيدا كردن راه‏هايى براى ساده‏تر كردن روش‏هاى دفتر ادارى، فروش جنس به مشترى‏هايى كه اصلاً در فكر خريد نيستند، واداشتن بچه‏ها را به مشغوليت‏هاى سازنده، ايجاد شرايطى براى افزايش علاقه كارمندان به كار و جلوگيرى از وقوع يك جنجال «حتمى»، همه و همه نمونه‏هايى از فكر خلاق روزمره و علمى است.
تفكر خلاق، يعنى يافتن راه‏هاى جديد و مؤثر، براى انجام دادن كارها. موفقيت‏هاى گوناگون - اعم از موفقيت در خانه، محل كار و اجتماع - به يافتن راه‏هايى براى انجام هر چه بهتر كارها بستگى دارد. اما براى به وجود آوردن تفكر خلاق و حفظ آن، چه كارى مى‏توانيم انجام دهيم؟

ايمان داشته باشيد كه مى‏توانيد
يك حقيقت اساسى اين است كه براى انجام هر كار، بايد اول ايمان پيدا كنيم كه اين كار، مى‏تواند انجام شود. اعتقاد داشتن به اين كه كارى مى‏تواند انجام پذيرد، ذهن را براى يافتن راه انجام آن به حركت وا مى‏دارد. وقتى به كارى ايمان داشته باشيد، فكرتان راه‏هاى انجام آن را پيدا مى‏كند.
اين آزمايش، تنها يك نتيجه دارد و آن اين كه وقتى ايمان بياوريد كه چيزى ناممكن است، فكرتان در پى دلايلى مى‏گردد كه اين مطلب را اثبات كند؛ ولى وقتى ايمان حقيقى داشته باشيد كه كارى شدنى است، فكرتان راه‏هاى انجام آن را مى‏يابد.
ايمان داشتن به امكان تحقق مسائل، در حقيقت، جاده را براى راه‏حل‏هاى خلاق، هموار مى‏سازد؛ در حالى كه ايمان داشتن به عدم تحقق آنها، تفكرى ويران‏گر است. اين نكته را مى‏توان به تمام موقعيت‏ها - چه بزرگ و چه كوچك - تعميم داد. آن دسته از اقتصاددانانى كه اعتقاد دارند ركودهاى اقتصادى اجتناب‏ناپذير است، نمى‏توانند راه‏هاى خلاقى براى شكستن اين دور باطل در اقتصاد، پيدا كنند.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راه‏هايى براى دوست داشتن يك فرد پيدا كنيد.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راه‏حل‏هايى براى مشكلات شخصى‏تان پيدا كنيد.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راهى براى خريدن خانه‏اى بهتر كه آرزوى خريدنش را داريد پيدا كنيد.
ايمان، نيروهاى خلاق را آزاد مى‏كند و فقدان ايمان، آن نيروها را به بند مى‏كشد. براى نيل به تفكر خلاق، ايمان داشتن را ياد بگيريد.

اگر اراده كنيد، ذهنتان راهى پيش پايتان مى‏گذارد
ايمان داشته باشيد به اين كه از عهده كارها بر خواهيد آمد. اين جمله، اساس تفكر خلاق است. دو راه‏حل زير، به شما كمك مى‏كند تا به يارى ايمان، از قدرت خلاق برخوردار شويد:
الف) كلمه ناممكن را از فرهنگ لغات خود خارج كنيد. ناممكن، واژه ويرانگرى است. فكر «اين كار نشدنى است»، زنجيروار، افكار منفى ديگرى را در تأييد خود توليد مى‏كند.
ب) به چيزى بينديشيد كه زمانى دوست داشتيد آن را انجام بدهيد؛ اما به دليل اين كه آن را ناشدنى مى‏پنداشتيد، از انجام آن خوددارى كرده بوديد و حالا براى انجام آن تلاش كنيد. بسيارى از ما، تنها به اين دليل كه فكرمان را روى دلايل عدم توانايى خود متمركز مى‏كنيم، آرزوهاى خود را به بند كشيده، سركوب كرده‏ايم؛ حال آن كه تنها چيزى كه شايسته است تا ذهن خود را به آن معطوف كنيم، دلايل توانايى است.

تفكر خود را عوض كنيد
تفكر سنتى، دشمن اصلى و درجه يك انسانى است كه دوست دارد يك برنامه پيشرفت فردى خلاق داشته باشد. تفكر سنتى، ذهن شما را منجمد مى‏كند؛ جلوى پيشرفت شما را مى‏گيرد و اجازه نمى‏دهد از خلاقيت بهره‏اى ببريد.
در اين جا سه راه براى مقابله با اين نگرش مى‏بينيد:
الف) به نظرات افراد توجه كنيد؛ فكرهاى جديد را پذيرا شويد و با افكارى چون «نتيجه نمى‏دهد»، «نمى‏شود»، «بى‏فايده است» و «احمقانه است»، مبارزه كنيد.
ب) پيوسته در حال جست‏وجو باشيد. سنت‏شكن باشيد. رستوران‏هاى جديد را امتحان كنيد. كتاب‏هاى تازه را بخوانيد و با دوستان جديد، آشنا شويد. براى رفتن سر كار، راه‏هاى تازه را انتخاب كنيد. براى تعطيلات سالانه، به مناطق جديد برويد و در تعطيلات آخر هفته، كارهاى تازه و متفاوتى انجام دهيد. اين كار، خستگى شما را رفع مى‏كند و شما را براى مسئوليت‏هاى بزرگ‏ترى آماده مى‏سازد.
ج) پيشرو باشيد، نه دنباله‏رو. نگوييد «در جايى كه كار مى‏كردم، از اين روش، براى انجام كارهايمان استفاده مى‏كرديم؛ بنابراين، اين جا هم بايد طبق همان شيوه عمل كنيم»؛ بلكه چنين بگوييد: «چطور مى‏شود اين كار را بهتر از آن چه در گذشته انجام مى‏داديم، انجام دهيم»؟ تفكر دنباله‏رو و ارتجاعى، نتايجى منفى دارد؛ در حالى كه تفكر پيشرو و راهگشا، نتايجى مثبت و ثمربخش دارد. تصور كنيد كه اگر مديريت كمپانى فورد موتور، به خودش اجازه مى‏داد كه اين چنين فكر كند: «امسال پيشرفته‏ترين اتومبيل‏ها را ساخته‏ايم و ديگر بهتر از اين نمى‏شود و بنابراين، تمام فعاليت‏هاى مربوط به طراحى و مهندسى تجربى را براى هميشه خاتمه مى‏دهيم»، چه اتفاقى براى اين كمپانى مى‏افتاد؛ حتى چنين كمپانى غول‏آسايى هم با اين نگرش، به سرعت، تحليل مى‏رود.
حيات مردم موفق هم مانند شغل‏هاى موفق، به اين سؤال بستگى دارد كه «چطور مى‏توانم كيفيت كارم را بالا ببرم و چطور مى‏توانم بهتر عمل كنم»؟
در تمام فعاليت‏هاى انسانى، از ساختن موشك گرفته تا تربيت فرزند، كمال مطلق، حدى دست نيافتنى است و معنايش اين است كه براى پرواز فكر انسان، فضايى نامتناهى در پيش روست. مردم موفق، اين راز را مى‏دانند و به همين دليل، هميشه در جست‏وجوى راه‏هاى بهترى هستند. انسان موفق، نمى‏پرسد كه «آيا مى‏توانم اين كار را بهتر انجام بدهم»؟ زيرا او مى‏داند كه مى‏تواند؛ پس از خود، چنين مى‏پرسد: «چطور مى‏توانم اين كار را بهتر انجام بدهم»؟
موفقيت‏هاى بزرگ، درِ خانه مردمى را مى‏زند كه معيارهاى عالى‏ترى براى خودشان و ديگران در نظر مى‏گيرند؛ مردمى كه در جست‏وجوى راه‏هايى براى افزايش كارايى، به دست آوردن حداكثر نتيجه از حداقل هزينه و انجام كار بيشتر با زحمت كمتر هستند. پيشرفت‏هاى عالى، نصيب افرادى خواهد شد كه چنين مى‏گويند: «مى‏توانم بهتر از اين عمل كنم».
فلسفه «مى‏توانم - بهتر - عمل - كنم» معجزه مى‏كند. وقتى از خود مى‏پرسيد كه «چطور مى‏توانم بهتر عمل كنم»، دكمه قدرت خلاق، زده مى‏شود و شيوه‏هاى بهتر براى انجام كارها، خودشان را معرفى مى‏كنند.

توانايى، يك برداشت ذهنى است

ميزان كارى كه مى‏توانيم انجام بدهيم، به ميزان تصورى كه از توانايى انجام آن كار داريم، بستگى دارد. وقتى به راستى ايمان داشته باشيم كه مى‏توانيم كار بيشترى انجام دهيم، ذهنمان خلاقانه در پى راه‏هايى مى‏گردد كه كليد كار را به دستمان بدهد.
توانايى، به راستى، يك برداشت ذهنى است. به نظر مى‏رسد كه هر روز، چنين اتفاقاتى در دنياى پرتحول كسب و كار، روى مى‏دهند. رئيسى كارمندش را احضار مى‏كند و مى‏گويد كه كار خاصى بايد انجام شود و بعد مى‏گويد: «مى‏دانم كه خودت يك دنيا كار دارى؛ ولى آيا مى‏توانى اين كار را هم قبول كنى»؟ در بيشتر موارد، كارمند، چنين جواب مى‏دهد: «خيلى شرمنده‏ام؛ كارهاى خودم مانده؛ خيلى دلم مى‏خواست قبول كنم؛ ولى واقعيت اين است كه سخت گرفتارم».
در چنين شرايطى، رئيس از اين موضوع به زيان كارمندش استفاده نمى‏كند؛ زيرا اين كار را به اصطلاح، يك «وظيفه اضافى» مى‏داند. با اين حال، رئيس، پيوسته در فكر آن است كه كار بايد انجام شود و آن قدر مى‏گردد تا كارمندى را پيدا كند كه گرچه مثل بقيه گرفتار است، ولى احساس كند كه مى‏تواند كار بيشترى را قبول كند و اين كارمند، همان كسى است كه خودش را با نيروى ايمان به كار، بالا مى‏كشد.
معجون موفقيت در زمينه كسب و تجارت، خانه و اجتماع، اين است: «بهتر از گذشته كار كن (كيفيت بازدهى‏ات را بهتر كن) و بيشتر از گذشته كار كن (ميزان بازدهى‏ات را بيشتر كن)».
اگر متقاعد شده‏ايد كه انجام بيشتر و بهتر كارها مقرون به صرفه است، اين دستورالعمل دو مرحله‏اى را انجام بدهيد:
الف) مشتاقانه پيشنهادهايى را براى انجام كار بيشتر بپذيرد. كسى كه مسئوليت كارى را به شما محول مى‏كند، در حقيقت، روى شما حساب كرده است. پذيرفتن مسئوليت‏هاى بزرگ‏تر در كار، شما را برجسته‏تر مى‏كند و نشان مى‏دهد كه ارزش بيشترى داريد. مثلاً وقتى همسايگانتان از شما مى‏خواهند تا در يك مسئله اجتماعى، داور آنها شويد، بپذيريد. اين اقدام، به شما كمك مى‏كند تا اعتبار اجتماعى بيشترى به دست آوريد.
ب) سپس روى اين مسئله تمركز كنيد كه «چطور مى‏توانم بيشتر كار كنم»؟ در اين حال، جواب‏هاى خلاق از راه مى‏رسند. بعضى از اين جواب‏ها ممكن است شامل برنامه‏ريزى، انضباط بيشتر و يا مختصر و مفيد بودن فعاليت‏هاى روزمره، يا حذف امور غيرضرورى باشد؛ ولى راه‏حل «بيشتر كار كردن»، خودش پيدا مى‏شود.

منبع:
كتاب جادوى فكر بزرگ، د. شوارتز، ترجمه ژنا بخت‏آور، انتشارات فيروزه، 1374
.