قرص مدیریت
قرص مدیریت
داستان زیر خلاصهای است از کتاب «قرص مدیریت» اثر دکتر کن بلانچارد و مارک موچینک.
کن بلانچارد، متفکر و نویسندهء توانای علم مدیریت کتابهایی چون « مدیریت برقلبها»، در «اوج پیروزی» و «شرکتهای بزرگ مشکلات بزرگ» و... را تالیف کرده است. این بار نیز وی برای اثرگذاری بیشتر حرفها و نظریاتش، مفاهیم را در قالب داستانی بدیع و با محور قرار دادن مدیر موردنظر خود بیان میدارد.
در دسامبر سال 2003 شرکت صنایع قرص مدیریتی (الپیآی) اولین محصول تولیدی خود را با عنوان قرص مدیریت به بازار عرضه کرد. اولین جملهء تبلیغاتی شرکت این بود: ما تمام خواص یک مدیر کارآمد را در یک قرص فشرده کردهایم. از آنجا که صنایع از کمبود مدیران کارآمد به شدت رنج میبرند، بلافاصله آوازهء این محصول در سراسر جهان پیچید. اگرچه این محصول در ابتدا یک پیشنهاد فریبنده و وسوسهانگیز تلقی میشد، اما مدیران الپیآی توانستند با برشمردن ترکیبات این قرص - که استخراج شده از درسهای تمام رهبران موفق بود - و همچنین با تضمین پرداخت مبلغ قرص در صورت عدم کارآیی بر این شک بازار فایق آمده و در عرض یک ماه بیش از 70 میلیون سفارش دریافت کردند. آنها جمله: «قرص مدیریت برای وقتی است که شما واقعاً نیازمند رهبری باشید» را شعار شرکت قرار دادند. تنها پس از شش ماه در یک سرشماری عمومی، 87 درصد مدیران از مصرف آن ابراز رضایت کردند. داستان موفقیت شرکتو افزایش ارزش سهام آن به همین جا ختم نشد. در اوج موفقیتها مصاحبهء یک لیدر با کفایت در نشریهء «لیدر شیپ تایمز» که محتویات قرص را ناقص و مشکلدار تلقی کرده بود مثل بمب در محافل مدیریتی صدا کرد. او نقص اساسی قرص مدیریت را توجه صرف به نتیجه نزد رهبران عنوان کرد، در حالی که لیدر کارآمد واقعی علاوه بر نتیجه خواستار اعتماد و احترام افراد گروه خود نیز هست.
این مصاحبه که نگرانیهایی را در خصوص اثر قرص در مردم ایجاد کرده بود، بزرگترین چالش شرکت الپیآی محسوب میشد. این چالش زمانی وسعت بیشتر یافت که لیدر با کفایت پیشنهاد یک مبارزهء بدون قرص را مطرح ساخت; به این شکل که دو گروه با عملکرد ضعیف یکی تحت لوای لیدری که مصرفکنندهء قرص است و دیگری بدون قرص قرار گیرند.
مدت این مسابقه یک سال تعیین شد; چرا که لیدر با کفایت بر این باور بود که موفقیت و بازدهی خوب گروه در کوتاهمدت مقدور نیست و موفقیت واقعی لیدر جلب اعتماد و احترام افراد گروه، بالا بردن انگیزهء آنها و کمک به ایشان در رسیدن به اوج است که در کوتاهمدت میسر نخواهد بود.
فشار افکار عمومی بالا گرفت و بالاخره شرکت الپی آی مسابقه را پذیرفت و سه عامل اصلی برای امتیازدهی به دو گروه رقیب به شرح ذیل تعیین شد:
-تولید خوب: یعنی ارایهء محصول یا خدمت تا چه حد به انتظارات مشتریان پاسخ میدهد.
-کارفرمای خوب: که با وضعیت روحی افراد و عملکرد کاری آنها ارزیابی میشود.
-سرمایهگذار خوب یعنی: سود شرکت آن قدر بالا رود که معادلهء بازدهیاش مثبت باشد.
لیدر با کفایت در ضمن اشاره به سه شاخص در سنجش دو گروه یادآور شد که تحسین لیدر توسط مشتریان و ایجاد یک محیط پرانگیزه برای کارکنان بزرگترین سود برای یک لیدر کارآمد است.
مسابقه شروع شده بود. مدیر با کفایت در اولین مواجهه با گروهی که به او واگذار شده بود به معجون محرمانهای اشاره کرد که قادر است گروهی با تعهد و کارآیی بالا به وجود آورد و اولین جملهای که روی وایت بورد نوشت این بود: »اگر مدیری وجود داشته باشد که شما بتوانید تمام خواستههایتان را در او بیابید او چگونه مدیری است؟«
جوابهایی که او شنید به این ترتیب بود: «منظورت مدیر همیشه غایب است؟ من میخواهم مدیری داشته باشم که فقط حقیقت را بگوید! (من اعتماد به یک سیاستمدار را به اعتماد به مدیر ترجیح میدهم) همهء پولها و قدردانیها نصیب بلندپایگان میشود و به افرادی که در حقیقت بیشترین کار را میکنند و نزدیکترین افراد به مشتری هستند، توجهی نمیشود. ای کاش همهء ما در یک موقعیت بودیم! من دوست دارم مدیران، ما را همان گونه که هستیم بشناسند و... «
لیدر با کفایت پس از شنیدن جوابها دومین سوال خود را این گونه مطرح ساخت: «سه عامل مهمی که آن را دوست دارید و سه عاملی را که از آن بدتان میآید فهرست کنید. «
البته ارایهء این فهرست کار مشکلی نبود و در مدت کوتاهی فهرست تهیه شد. کار جذاب، دستمزد مناسب و شرایط کاری مطلوب در فهرست بهترینها بودند و عدم پایبندی به وعدهها، عدم روحیهء کار گروهی و نادیده گرفتن دستاوردها و پیشرفتها هم در زمرهء سه عامل بد قرار گرفتند. پس از آن، مدیر با کفایت شروع به تشریح ترکیبات معجون خود کرد:
-1تمامیت: یعنی خلق یک سری ارزشها و پایبندی به آنها. تمامیت در حقیقت پایه و اساس احترام و اعتماد است. اگر من به شما احترام بگذارم یعنی شما را پذیرفتهام و میخواهم در تصمیمگیری مشارکت و نظریات خود را مطرح کنید. همیشه به یاد داشته باشید همان شخصی باشید که میخواهید دیگران باشند.
اعتماد در ترکیب این معجون، یعنی وقتی مسوولیت را به عهدهء شما میگذارم اطمینان دارم که حضور و غیاب من برایتان یکسان است. در گروه همهء ما باید به هم اعتماد داشته باشیم که بتوانیم کمبودها، نقایص و نقاط ضعفمان را همانند تواناییهایمان با هم در میان بگذاریم. وقتی بدانیم که به دلیل کمبودهایمان مورد سرزنش قرار نمیگیریم و محکوم نمیشویم قادر خواهیم بود درخصوص یافتن شیوههای بهبود کار کنیم. فراموش نکنید که وقتی حرف و عملتان یکی باشد مردم تمایل بیشتری برای اعتماد و احترام گذاشتن به شما دارند.
-2 تشریک مساعی: این اصل به مدیران کمک میکند تا افرادشان در کنار هم با همبستگی، یکپارچگی و اتحاد متقابل مشترکاً به کار، فراگیری و رشد بپردازند. در حقیقت تشریک مساعی میتواند توان بالقوهء گروه را به بهرهوری تبدیل کند. گاهی ما فراموش میکنیم که دارای منافع مشترکی هستیم. اکثر مدیران هیچگاه کارکنانشان را در جریان اطلاعات قرار نمیدهند، در حالی که این کار خلاف کار جمعی است; زیرا باعث چرخاندن افراد در تاریکی به دنبال هدفی میشود که قابل رویت نیست. در گروه باید به افراد کمک کرد تا همه برنده باشند. صعود به قلهء کوه وقتی دستهجمعی باشد بسیار آسانتر است.
3- هنر تقدیر: آفرین گفتن، آخرین ترکیب معجون محرمانهء لیدری مؤثر است که باعث میشود مردم احساس کنند پرارزشند. شما میتوانید با تشکر به عنوان سادهترین و کمهزینهترین راه شروع کنید. البته تقدیر قوانینی دارد که به این قرارند: 1- صادقانه باشد 2- دقیق باشد 3- مشخص باشد.
نوبت به کار گرفتن این ترکیبات در عمل رسیده بود. در ابتدای مسابقه گروه رقیب در شاخصهای اصلی از گروه لیدر با کفایت پیشی گرفته بود. اما در نهایت این گروه لیدر با کفایت بود که با تعهد به ترکیبات تمامیت، تشریک مساعی و تقدیر توانست از رقیب خود پیشی گیرد.
در مراسم باشکوهی که به مناسبت این پیروزی برگزار شد، لیدر با کفایت گفت: «کل لیدری مؤثر همین است. لیدری پروسهء هدایت افراد به سوی محلی است که انتظار میرود رهسپار آن باشند. «
برگرفته از سایت
http://www.kheu.ir/news/detail.asp?id=2281
به لطف خداوند مهربان اين مجال را يافتيم که در موضوعات مختلف مدیریت منابع انسانی جديدترين مقالات، تحقيقات، نظريه ها و... را مورد كند و كاو قرار دهيم. این وبلاگ دست تمامي صاحب نظران و انديشمندان عرصه ي مديريت منابع انسانی را در مسير توليد علم و توسعه ي نرم افزاري به گرمي مي فشارد